تبليغاتX
باباجـــون شیـــرازی
 
نـظر من این است تو چه می اندیشی
 
 

        در ۳۰ سالگی نگرانیم که مردم چه فکری در باره ما می کنند

       در  ۴۰ سالگی اهمیت نمی دهیم که مردم درباره ما چه فکری می کنند

       در ۵۰ سالگی تازه می فهمیم که مردم دنیا در باره ما فکرنمی کنند ... هرکس به فکر خودشه

         -----------------------------------------------------

گفت: حالت چطور است؟

گفتمش: عالیست مثل حال گل

حال گل در چنگ چنگیز مغول 

                     ( زنده یاد قیصر امین پور)

 

  تهیه مطلب در  86/11/26ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

 

11.gif 


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/11/25ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

 

           آنگاه که زمین را زلزله ای سهمگین فراگیرد . و آنچه درون زمین است خارج گردد .

و انسان گوید: چه شده است ؟؟.  در آن روز زمین خبر هایش را بازگو میکند . زیرا که پروردگارت به او چنین وحی کرده است .

 آن روز مردمان بازداشته شوند تا کارهای خویش را بنگرند . پس آن که ذره ای نیکی کند آنرا خواهد دید . و نیز آنکه ذره ای بدی کند آنرا خواهد دید .

                    -----------------------------------------------------------------------------

لا تُدرِكُهُ الأَبصار و هوَ يُدرِكُ الابصار و هو اللطِيفُ الخَبِير

 

            دیده ها او را درک نمی کنند، در حالیکه  او دیده ها را درک می کند و او لطیف و آگاه است.

 

 

 

  تهیه مطلب در  86/11/19ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 
يكي از روزهايي كه اعتراضات دانشجويي در محوطه پلي تكنيك اوج مي گرفت و دانشجويان در دانشگاه جمع شده بودند، راهپيمايي به سمت در مشترك ميان دانشگاه و مدرسه البرز كه دري آهني و قديمي بود، كشيده شد. اين در هميشه بسته بود ولي آن روز قرار بود اتفاق ديگري بيافتد.
دانشجويان با شعارهاي مختلف به پيش مي رفتند:


استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي /سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن / دانش آموز بپاخيز


دانشجو، دانش آموز مي رزمد، ذلت نمي پذيرد


تظاهرات گسترده و منسجمي با حضور اكثريت دانشجويان بپا شده بود و نتيجه آن كه به يكباره در آهني از جا كنده شد و فاصله ميان دانشجو و دانش آموز از ميان رفت.


شايد خيلي از آن دانشجويان هنوز آن صحنه را كه در آهني چون پر كاهي روي دست ها به رقص در آمده بود، به ياد داشته باشند. همه چيز خيلي سريع رخ داد و تظاهرات كنندگان بعد از ورود به مدرسه به سمت خيابان رفتند، اما به خيابان نرسيده گارد ضد شورش شاه هم از راه رسيد.


جمعيت مردد بود. عده اي اين سو شعار مي دادند و عده ديگري آن سو شاخ و شانه مي كشيدند. در همين اثنا سر و كله تعدادي دانش آموز دبستاني پيدا شد كه با هيجاني وصف ناپذير بالا و پايين مي پريدند و شعار مي دادند:


توپ، تانك، مسلسل ديگر اثر ندارد


آن سو تر اما فرمانده گارد شاهنشاهي كه مردي درشت اندام با سبيلي بسيار كلفت بود با عصبانيت باتوم برقي خود را مي چرخاند و قدم مي زد. معلوم بود كه مشغول بررسي اوضاع براي يك حمله جانانه به تظاهرات كنندگان است. در اين موقع مادر يكي از بچه ها كه به دنبال فرزندش مي گشت و نگران دانش آموزان بود با نگاهي عاقل اندر سفيه خطاب به فرمانده گارد فرياد زد: تو، مرتيكه خرس گنده از اين بچه هاي كوچك خجالت نمي كشي؟


در صداي آن مادر شجاعت و جسارتي بود كه باعث شد فرمانده گارد سرش را پايين بياندازد و از آن نقطه دور شود.

انقلاب از اين صحنه هاي جالب و ديدني زياد داشت. مهم اين است كه چگونه از آن همه شور و قدرت و شعور و وحدت پاسداري كنيم. اين روزها بيشتر بايد به اين موضوع انديشيد كه شعار «استقلال»، «آزادي»، «جمهوري» «اسلامي» چهار ركن ركين انقلاب بوده و هرگز نبايد هيچ يك را به بهاي ديگري حذف كرد و ناديده گرفت. اين ها در كنار هم و هر يك در جاي خود انقلاب را بنيان نهاده اند و امروز هيچ كس حق ندارد استقلال را فداي آزادي، آزادي را فداي استقلال و ... الباقي. چنين نبايد و نشايد.

ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/11/19ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 
خرس ایرانی؛سرباز ارتش لهستان
در دوران جنگ جهانی دوم بیشتر از 3000 سرباز لهستانی نزدیک شهر هاتن در کنار مرز اسکاتلند مستقر بودند که در میان این سربازها یکی شان بیشتر مورد توجه قرار داشت، او "وویچک"، خرس ایرانی بود.
به گزارش«جهان» و به نقل از بی بی سی، این خرس در جنگ های مختلف در اروپا و خاورمیانه همراه دیگر سربازان شرکت داشت. این خرس را سربازان لهستانی در سال 1943 در کوه دره های ایران یافته و برای حمل خمپاره های سنگین آموزش داده بودند.

وقتی نیروهای مسلح لهستانی برای جنگ در اروپا مستقر شدند، تنها راهی که می توانستد وویچک را با خود به اروپا ببرند این بود که رسماً این خرس را برای خدمت در ارتش ثبت نام کنند.

بنابراین، به او نام و درجه و نمره مخصوص ارتشی دادند و بعد او را سوار کشتی و روانه ایتالیا کردند.پس از شرکت در نبرد موته کازینو در ایتالیا به او نشان افتخار (سربازی) لهستان دادند.

اگوستین کارولوفسکی، کهنه سرباز لهستانی که در زمان جنگ جهانی دوم همراه با وویچک در پایگاهی نظامی نزدیک مرز اسکاتلند مستقر بوده، خاطرات خوبی از او دارد.

یکی از آن خاطرات این است که کسی از وويچک واهمه نداشت، او خیلی با سربازان براحتی انس می گرفت، حتی وویچک گاه گداری با سربازان آبجو می نوشید و سیگار هم می کشید.

بعد از پایان جنگ، وویچک را به باغ وحش شهر ادینبورگ، پایتخت اسکاتلند منتقل کردند و او تا هنگام مرگش در سال 1963، مورد توجه بازدیدکنندگان از باغ وحش بود.

اکنون ساکنان شهر هاتن این خرس سرباز را جزئی از تاریخ شهر خود به حساب می آورند و می خواهند برای یادبود او بنایی برپا کنند. 
  تهیه مطلب در  86/11/07ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
مدل های زیبا و ایده های جذاب


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/11/04ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

ميگن جواب يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل

. بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است
 
پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟
 
 
اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند

 
اما يکی از آنها چنين نوشت

 
اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند

پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر

برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند

با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد

 
۱
) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود
۲
) اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند
 
اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است

 
تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/11/02ساعت 9 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Search Engine Optimization and SEO Tools
-