تبليغاتX
باباجـــون شیـــرازی
 
نـظر من این است تو چه می اندیشی
 
 

خدايا اين بلا وفتنه از توست          ولي از  ترس  نتوانم چخيدن

اگر ريگي به كفش خود نداري        چرا  بايست  شيطان  آفريدن

لب و دندان    تركان  ختا  را          بدين  خوبي  نبايست   آفريدن

به آهو ميكني غوغا كه بگريز        به من هي زني ، يعني دويدن

                                                                    (ناصر خسرو)

  تهیه مطلب در  86/10/29ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

 

آمدن پول نفت برسر سفره مردم مگر شعار تبلیغاتی احمدی نژاد نبود

http://www.fardanews.com/show/?id=44439

  تهیه مطلب در  86/10/29ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 

 خانمی چندی پیش می گفت: من وقتی که وعده های بهشت و  نعمات بهشت را می شنیدم فکر می کردم حتما زن ها هم اگر مومن و حرف گوش کن باشند در آنجا خیلی چیزها، ... نصیب شان می شود. چرا که بهشت  زنانه و مردانه ندارد و همه از مواهب آن بهره می برند.

 با وضع مردها  در بهشت آشنابودم و می دانستم که به آن ها حوری هایی وعده می دهند که از بس زیبا و خوشرو و خوش خو هستند هوش از سر می برند.

 فکر می کردم لابد برای زنان مؤمنه هم در بهشت مردهایی وجود دارند که از بس جذاب و خوشرو و خوش خو هستند هوش و حواس برای کسی باقی نمی گذارند.

 این خانم با حرارت ادامه می داد که: خب دلمان به این خوش بود که در ازای ثواب  های این دنیایی و تحمل همسری غیر قابل تحمل حداقل آن دنیا انتظار مردانی زیبا و... را داریم. 

 اما یک روز که پای صحبت یکی از این آیات عظام نشسته بودم دیدم ایشان می گفتند اگر شما زنانی خیلی مومن و پرهیزکار باشید و به همه فرایض دینی خود  عمل کنید آنوقت در آن دنیا خداوند شوهران شما را به شما ارزانی خواهد داد.

سخن این خانم به این جا که رسید با حالتی کاملا جدی گفت: راستش من از آن پس تصمیم گرفتم که نه تنها به فرایض دینی عمل نکنم بلکه چندتایی هم گناه بکنم که در آن دنیا گرفتار شوهرم نشوم

شوهری که این همه سال عذابم داده و من به خاطر این که گناهی نکنم  تحملش کرده ام ...     .................. زن وزندگی        http://zanozendegi.blogfa.com/

  تهیه مطلب در  86/10/29ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا

در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار به رو زار می گریست

خون می گذشت .....................


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/28ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
سلام

من دختر پا به کنکوری یک زن 46 ساله ای هستم که بعد از حدود8 سال از فوت پدرم و با زحمات مادرم به همراه دو خواهر کوچکترم تا اینجا بار خود را کشیده ایم.نیازی به گفتن نیست که چه بر سر ما آمده وتا کجا می توانیم طاقت بیاریم. گاهی وقتها با یک هزار تومنی که از لای قرآن پیدا می کنیم انگار دنیا را به ما داده اند اما روزهایی را به یاد می آورم که با وجود پدرم هیچ نیاز مالی نداشتیم و لعنت بر این سرطان که با آمدنش همه چیزم را گرفت.

مادر من نمونه است که بعد از پدرم حاضر به همه کاری شد که با عفت زندگی کند.اما حالا که سلامتی خود را از دست داده و بدن درد در این سن توانش را بریده ما چه کنیم با اجاره خانه و مخارج سنگین زندگیمون... .

من و مادرم حتی نمی دانستیم بهزیستی کرج کجاست چه برسه به اینکه از کارش بگذره بره اونجا ثبت نام کنه و حالا با تصویب مجلس کمی ازامثال ما حمایت بشه!
ما یکبار کمیته امداد رفتیم اما اونجا چنان به شخصیت ما توهین شد که عطایش را به لقایش بخشیدیم.
به خدا ما گدا نیستیم اما بعد از مرگ پدرم و پدربزرگم و دایی و .. دیگه حتی حامی غیر از خدا نداریم .چرا نباید هیچ سازمان حمایتی (حتی درمانی)برای ما وجود داشته باشه!؟مگه مادر من چه گناهی کرده که باید اینقدر غصه بخوره تا اینقدر زود پیر شه؟ چیزی هم به مهلت اجاره ناممون نمونده.همش میگه خدا رو شکر کنید که از ما بیچاره تر هم وجود داره!

این یک درددل با شما بود شاید با این همه گرانی درد ما رو هم به گوش مسوولین برسونید و به مردم هم بگویید که شما هم روزی شاید مثل ما شوید که خدا بر سر دشمنتون نیاره... .

http://www.asriran.com/view.php?id=33724

  تهیه مطلب در  86/10/25ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 


شب عاشقان بی​دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

   «مشرف الدین» ، سعدی شیرازی

  تهیه مطلب در  86/10/23ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
یه هزار تومنی از جیب پشتش درآورد و گفت، این شش ماهی هست تو جیبمه، نتونستم خرجش کنم.

سلام مریم

حالت چطور است ببخسید

که رو پول حالت را میپرسم چون

میخواستم کسی مشکوک نشود

            گفتم که روزی که تو در مغازه استی

این پول را بجای خرید به تو بدهم

مریم جان خیلی دوست دارم میخاهم که تو روزی

برای من نامه بنویسی به یکطریقی به من بدهی   {نوک#} چاکرت حسین آقا

 

گفتم مریم خانوم خرجش کرده تو چرا نکنی، هزار تومنی رو با یه هزاری دیگه داد به من یه دو تومنی گرفت، حالا من باید خرجش کنم. 

  تهیه مطلب در  86/10/22ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

 

 

موفقيت از آن کساني نيست که هرگز دچار شکست نميشوند بلکه از آن کساني است که هرگز از تجديد مبارزه ترس و هراس ندارند

 

دشمنی هيچکس را در دل راه ندهید اين کار توراهميشه غمگين نگه مي دارد

 

 برای زندگی فکربکنيد امّاغصه نخوريد (ديل کارنگی(

 

اشکال دنيا اينست که جاهلان مطمئن هستند و دانايان مردّد ) برتراندراس(

 

محبت هزينه ای ندارد، مهربان باشيم ( شامفور)

ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/22ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

www.hamtaraneh.com

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ...!

دمت گرم و سرت خوش باد !

سلامم را تو پاسخ گوی !

در بگشای !

منم من میهمان هر شبت،

لولی وش مغموم.

منم من سنگ تیپا خورده ی رنجور.


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/21ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 

السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك

 عليك مني سلام الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار

و لاجعله الله اخر العهد مني لزيارتكم...


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/20ساعت 4 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
جوابيه متولي املاك نصيرالملك به عبدالله شهبازي
پس از درج نامه سرگشاده عبدالله شهبازي مورخ برجسته كشورمان در «جهان»، جوابيه‌اي از سوي فردي با عنوان "متولي موقوفه نصيرالملك" در پاسخ به اين نامه به «جهان» ارسال شده است كه متن آن به شرح زير است:

نظر به اينكه نوشته اي تحت عنوان «مانع تخريب مراتع و محيط زيست توسط مافياي زمين خوار شويم» ؛ امضائاتي نسبت داده شده به عده اي از اهالي ايل سرخي !! ؟؟ و تاييد شخصي به نام عبداله شهبازي كه ظاهرا تنظيم كننده نوشته نيز مي باشد در مورخ 6/10/86 درج شده است، هرچند نحوه نگارش خود به نحوي است كه بدون نياز به توضيح گوياي كذب و خلاف واقع بودن مطالب ، اميال خصوصي و منافع پنهان شخصي نويسنده و احيانا قصد انتقامجويي وي مي باشد و بس، ولي براي مزيد استحضار خوانندگاني كه نوشته مذكور را مطالعه فرموده اند، لازم مي‌داند مراتب زير را به عنوان پاسخ اعلام دارد:

1- نگارنده براي رسيدن به مقاصد و اهداف خود يا دستيازيدن به موضوعات مختلف و به مواردي كه برانگيزاننده حساسيت اشخاص حقيقي يا حقوقي ديگر نسبت به موقوفه و اراضي آن ، متولي و يا اداره اوقاف مي باشد بطورعبث تلاش كرده است تا حد ممكن مشروعيت موقوفه و اقدامات صحيح و قانوني متولي و اداره اوقاف را غيرقانوني جلوه گرنمايد كه اين اقدام مصداق بارز نشر اكاذيب مي باشد و حق تعقيب كيفري وي باقي است .
2- بدوا براي اطلاع نويسنده كه ظاهرا با وقف و مقررات آن بيگانه مي باشد بايد مختصرا تاكيد شود : وقف عبارتست از

ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/16ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
در پي افشاگري ميهن دوستانه عبدالله شهبازي ؛
توطئه شوم مافیای زمین خوار شیراز علیه اين استاد فرهيخته كليد خورد

عبدالله شهبازی، نویسنده آثاری چون ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (پرفروش ترین كتاب تاریخی پس از انقلاب) و مجموعه پنج جلدی زرسالاران (كتاب سال 1385)،

استاد شهبازي چند روز پیش در پایگاه اینترنتی خود نامه سرگشاده عشایر طوایف سرخی فارس را منتشر كرد. در این نامه، كه به امضای صدها نفر نمایندگان عشایر و شوراهای اسلامی آنها رسیده است، به اقدامات یكی از وابستگان خاندان پهلوی به نام محمود قوام (نوه قوام الملك شیرازی)، كه اخیرا از انگلستان به ایران بازگشته، و مشاركت او با «شركت احرار فارس» بمنظور تخریب حدود یك هزار هكتار مرتع حفاظت شده توسط سازمان محیط زیست و فروش آن به شدت اعتراض شده است

مردميار : در پی اعتراض عشایر به تخریب مراتع و محیط زیست كوهپایه دلو (واقع در جنوب شیراز) توسط مافیای زمین خوار، عبدالله شهبازی، مورخ سرشناس، به شعبه 5 اداره آگاهی (ویژه رسیدگی به قتل) احضار شد!
عبدالله شهبازی، نویسنده آثاری چون ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (پرفروش ترین كتاب تاریخی پس از انقلاب) و مجموعه پنج جلدی زرسالاران (كتاب سال 1385)، چند روز پیش در پایگاه اینترنتی خود نامه سرگشاده عشایر طوایف سرخی فارس را منتشر كرد. در این نامه، كه به امضای صدها نفر نمایندگان عشایر و شوراهای اسلامی آنها رسیده است، به اقدامات یكی از وابستگان خاندان پهلوی به نام محمود قوام (نوه قوام الملك شیرازی)، كه اخیرا از انگلستان به ایران بازگشته، و مشاركت او با «شركت احرار فارس» بمنظور تخریب حدود یك هزار هكتار مرتع حفاظت شده توسط سازمان محیط زیست و فروش آن به شدت اعتراض شده است.
این مراتع جزو اراضی حفاظت شده از سوی سازمان محیط زیست نیز می‌باشد ولی شبكه قدرتمند وابسته به مافیای زمین خوار شیراز بدون اعتنا به اعتراض عشایر و با اعمال نفوذ در ادارات دولتی به سرعت در حال تخریب درختچه‌ها‌ و بوته‌ها‌ و تفكیك و فروش آنهاست. در نامه سرگشاده فوق درآمد حاصل از این تخریب برای مافیای زمین خوار شیراز یكصد تا یكصد و پنجاه میلیارد تومان تخمین زده شده است.
این تخریب گسترده در روز پنجشنبه اول آذر 86 به اجتماع اعتراض آمیز عشایر در منطقه دارنگون انجامید و در پی آن شهبازی اقدام به انتشار نامه اعتراض آمیز عشایر سرخی كرد. ولی كمی بعد، شعبه 5 اداره آگاهی شیراز شهبازی را احضار كرد. جالب اینجاست كه شعبه فوق ویژه رسیدگی به پرونده‌ها‌ی قتل است!
در پی این احضاریه، شهبازی به آقای حسین پور جانشین دادستان فارس مراجعه كرد و با دستور ایشان پرونده از شعبه 5 آگاهی بازپس گرفته شد. ولی روز بعد مجددا توسط شعبه دیگر دادسرای شیراز احضاریه جدیدی برای شهبازی ارسال شد. در این احضاریه نیز بار دیگر مرجع رسیدگی كننده به پرونده شعبه 5 اداره آگاهی تعیین شده كه ویژه رسیدگی به قتل است!
آگاهان هدف از این اقدامات را تهدید و مرعوب كردن شهبازی می‌دانند كه به علت حمایت از اعتراض عشایر و افشای تخریب گسترده محیط زیست و زراندوزی گروهی انگشت شمار آماج تهدیدات مافیای زمین خوار شیراز قرار گرفته است.


منبع: کیهان

نامه سرگشاده به  
آيت‌الله دُرّي نجف‌آبادي دادستان کل کشور
حجت‌الاسلام و المسلمين نيازي رياست سازمان بازرسي کل کشور
آقاي داوود احمدي‌نژاد رياست دفتر ويژه بازرسي رئيس‌جمهور

لطفاً مافياي زمين‌خوار فارس را مهار کنيد!
متن کامل نامه
در تاريخ 9 آذرماه 1386 گروه کثيري از اعضاي ......


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/14ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

آغاز سال میلادی 2008  و بارش برف در تهران


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/12ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

 

قبل از انتخابات: می شویم? می کنیم? می دهیم? می گوئیم
شش ماه بعد از انتخاب: داریم می شویم? داریم می کنیم? داریم می دهیم? داریم می گوئیم....?
یک سال بعد از انتخاب: بزودی می شویم? بزودی می کنیم? بزودی می دهیم? بزودی می گوئیم...?
دو سال بعد از انتخاب: بزودی خبردار می شوید? بزودی خبردار می کنیم? بزودی خبرش را می ?دهیم? بزودی خبرش را می گوئیم....?
سه سال بعد از انتخاب: نمی گذارند بشویم? نمی گذارند بکنیم? نمی گذارند بگوئیم...?
پس از پایان دوره: نگذاشتند بشویم? نگذاشتند بکنیم? نگذاشتند بگوئیم...?
ده سال بعد? در یک مصاحبه تاریخی: در آن زمان شدیم? گفتیم.......

 

 


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/11ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

خاطرات يك دانشجوي دم بخت

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.

 با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

 دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم .....


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/10ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
تو سيب زميني خودم هستي !

سعید زاهدی
سلامی به گرمی انرژی هسته اي، دوستت دارم به اندازه قيمت مسكن. مي خواهم وقتتان را اندازه حقوق پدر كارمندم بگيرم. اين فقط يك مطلب ادبي است، همچو گزارش البرادعي !سلام به تو رز گل من، تو كه گلبرگ هايت با سيلي سرخ شده است. دلم برايت يك نخود شده است. ديروز دوباره ياد آب پرتقالي افتادم كه هفت سال پيش با تو خوردم. دلم لك لك زده است براي كباب غازي به چربي نفت خام.
به قول شاعر كه مي گه عجب رسميه رسم زمونه، كمبود پول و مرغ گرونه!
اي محبوب من، اي عشق من، تو سيب زميني خودم هستي. فداي بدن گرد و قلمبت بشم. پس كي تو را خواهم ديد؟ آن طعم دل نشينت را چه زمان خواهم چشيد؟ (دوباره شاعر ادامه مي ده): مي رن آدمها از اونا فقط بدهي هاشون به جا مي مونه. كجاست اون ماشين؟ كجاست اون خونه؟ چي شد اون جوجه؟ مامانش كجا رفت؟ به خدا هيچ كس نمي دونه، تازه مزه نازش رو لب مي مونه!
سلامي به قرمزي گوجه فرنگي، سلامي به ترشي دختران دم بخت شايد هم بدبخت. سلام من به آخر ماه، به اجاره، به حق التدريس، به حق التاليف ... سلام، سلام، صد تا سلام، هزار و شونصد تا سلام، بابا فقط يه سلام كردم جوابمو ندادي، مهم نيست. والسلام

روزنامه قدس - ۶/ ۱۰ / ۱۳۸۶

  تهیه مطلب در  86/10/09ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

شیعه یعنی شمع بیت المال را خاموش کن


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/06ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 
 در یک باشگاه ورزشی  پس از اضافه کردن ۵  کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد.
 پس ازآن از  او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد.
 این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند.
او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع  ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این باور  وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
  تهیه مطلب در  86/10/05ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 

عشق ماندگار

گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم گیر / تا سحر گه ز میان تو جوان برخیزم


ادامه مطلب
  تهیه مطلب در  86/10/03ساعت 3 بعد از ظهر  توسط مهدی - پورابراهیم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Search Engine Optimization and SEO Tools
-