باباجـــون شیـــرازی

نـظر من این است . تو چه می اندیشی ؟

در حال حاضر اصلاح طلبان و اصول گرایان به عمد یا به جهل دوتیغه یک قیچی هستند

که گردن مردم را می برند و خون ملت را شیشه میکنند .

امپریالیسم و صهیونیسم نیز از این حرکت این دوگروه عشق میکند 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ دی۱۳۹۴ساعت ۱۵ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

: در شهر وينسبرگ آلمان

قلعه اي وجود داردبنام زنان وفادار

که داستان جالبي داردو مردم آنجا با افتخار آنرا تعريف ميکنند:

در سال 1140 ميلادي

شاه کنراد سوم شهر را تسخير ميکند و

مردم به اين قلعه پناه مي برند

وفرمانده دشمن پيام ميدهد

که حاضر است اجازه بدهد

فقط زنان وبچه ها ازقلعه خارج شوند

و به رسم جوانمردي با ارزش ترين دارايي خودشان را هم بردارند و بروند

به شرطي که به تنهايي قادر به حمل آن باشند

قيافه فرمانده ديدني بود

وقتي ديد

هر زني شوهرخودش را کول کرده

ودارد ازقلعه خارج ميشود ...!

زنان مجردهم پدر يا برادرشان را حمل ميکردند

شاه خنده اش ميگيرد

اما خلف وعده نمي کند و اجازه ميدهد بروند

و اين قلعه از آنزمان تا به امروز به نام " قلعه زنان وفادار" شناخته ميشود

اينکه با ارزش ترين چيز زندگي مردم آنجا پول و چيزهاي مادي نبود

و اينکه اينقدر باهوش بودند

که زندگي عزيزان خود را نجات دادند تحسين برانگيز است

دعاکنيم دراين روزگار نيز باارزشترين داراييهاي دنیوی ما

خانواده وعزيزانمان باشند

نه پول،ثروت،ماشین،خانه ،پست ومقام ...

چرا که ارزش اینها به انسانهای دور و برمان است،

به«انسانیت همه مان»

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آبان۱۳۹۴ساعت ۱۲ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

دفاع منصفانه یک زن از مردان

یک وقت هایی فکر میکنيم مرد بودن، چقدر می تواند غمگین باشد!!،

 هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید...

هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند...

هیچ انجمنی، با پسوند «... مردان» خاص نمیشود...!!،

مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند...

 این روزها، همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند.

در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند.

وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از ۱۸ سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند.

مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل...مسئوليت زندگي...حفظ ناموس...

همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی...

و خدا نکند یکی از اینها نباشند !!! 

 ما هم برای خودمان خوشیم !

 مثلا از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد !!

توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند،

خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلماني بروند و غذاهای بد مزه ی ما را، با اشتیاق بخورند .

با ما مهمانی هایی که دوست داریم، بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند.دموده نباشن...گير ندن...!!،غيرتي نباشن...!!!،روشنفکر باشن...!!،

دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند، و "نان استاپ" توی جمع، قربان -صدقه مان بروند،

هیچ زن زیباتری را اصلا نبینند، 

، باپاي خسته و دل مضطرب پا به پاي خانم ها تو بازارا بچرخن...!،

و..........................

 مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند.

 بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند ،

وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین.

و ما موجودات کوچک شگفت انگیزه غرغروی بی طاقت را هم ، دوست دارند.

دوستمان دارند، و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد؛ برای زیبایی ام میخواهد !! 

نکند من را فقط برای شب هایش میخواهد ؟

نکند من را برای چال روی لپم میخواهد ؟

 در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی...

مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی...

درست بر عکس دنیای ما !!! 

 بیایید بس کنیم.

بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم.

من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها،

آنقدر ها که داریم نشان میدهیم، بد نیستند !! 

 مردها دلشان زنی میخواهد، وفادار؛

که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین.

کمی آرامش در ازای همه ی فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند.

کمی آرامش در ازای قصر رویایی ای، که ما طلب میکنیم...

بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی، خیلی ساده است.

 (( " میم " مثل " مرد " )) 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آبان۱۳۹۴ساعت ۱۲ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

 دمکراسی دروغ و دین و قوانین حقوق بشری بازیچه است 

تا زمانیکه افسار  اقتصاد و رسانه های دنیا و بالطبع اقتصاد و رسانه های ایران در دست "ابرسرمایه داران صهیونیستی " است  دمکراسی دروغ و دین و قوانین حقوق بشری بازیچه است وحکومت های دمکراتیک و جمهوری اسلامی قبری خالی است که ما برسر آن نشسته ایم و گریه میکنیم 

 

در این سی و اندی سال که از برپایی نظام جمهوری اسلامی میگذرد شخصا به این نتیجه رسیده ام که تمام ادیان حتی دین اسلام با تمام اکمال و زیبایی هایی که دارد در مرحله اجرا باذات پراضداد بشر همخوانی ندارد و به راحتی به انحراف کشیده میشود و مورد سوء استفاده قرار میگیرد .

 

 افراد منحرف ، سودجو و گرگ صفت میتوانند به راحتی در لباش میش دین را بازیچه قرار داده و به راحتی به مطامع مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند .

طنز تاریخ را بنگرید که حکومت استبدادی عربستان متحجر اعلام میکند در فلان کشور دمکراسی وجود ندارد و مدعی سرکوب آنها میشود

حکومت استبدادی عربستان متحجر به نام آزادی و دمکراسی جنگ و خون ریزی راه می اندازد و تلخ تر از همه اروپا و آمریکا وسازمان  ملل که مدعی دمکراسی و حقوق بشر هستند  دست عربستان را باز گذاشته و مستقیم و غیر مستقیم از خون ریزی های این به ظاهر مسلمان و خادم الحرمین حمایت میکنند

 منتظر ارشاد و راهنمایی و نظرات شما هستم 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آبان۱۳۹۴ساعت ۱۰ قبل از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

سلام  وتبریک بخاطر راه افتادن مجدد بلاگفا 

. نه دسترسی به آرشیو هفت ساله نه دسترسی به بخش مدیریت وبلاگ . ... کم کم داشتم بلاگفا را فراموش میکردم .
دوست عزیزی 94/5/5 اطلاع دادکه بلاگفا مشکلش حل شده و می توان به بخش مدیریت وارد شد .

بله درست بود وارد بخش مدیریت شدم اما متاسفانه آرشیو و مطالب شش هفت سال وبلاگنویسی وبگردی ناپدید شده و برنگشته و گاه گاه همین بخش مدیریت هم قفل میکنه و باز نمیشه

فعلا به بلاگ آی آر رفته ام تا ببینیم چه بلایی سر بلاگفای عزیز میاید

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه ۶ مرداد۱۳۹۴ساعت ۱۲ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

گفت: کفش و لباس آرم دار پوشیدن لیاقت میخواهد

گفتم :  لیاقت نمی خواهد  ... پول میخواهد  !

.............................

گفتم : صادق چقدر عوض شده ای ؟

گفت : من صادق نیستم  من آرشام هستم

گفتم : واویلا ... اسمت را هم که عوض کرده ای....

غروب در نفسِ گرمِ جاده خواهیم رفت

 پیاده آمده بودیم، پیاده خواهیم رفت

نوشته شده در شنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۲ساعت ۱۶ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

 چه داستان مضحکی ؛ طالبان تروریسم در گوشه و کنار جهان، دعوی اسلام و آزادی انسانی دارند. امروز مسلمانان مومن به اسلام آمریکایی، الله اکبر می گویند و سر مسلمین را از تن جدا می کنند. سلفی ها با بریدن سرهای جوانان سوری و مصری، آنان را با این بلای عظیم، راهی دشت کربلای حسین می کنند.

امروز نوادگان هند جگرخوار در سراسر جهانِ اسلام به خودباوری رسیده و بازگشته اند به اصل خویش. آن قلبی که تکفیری های کافر از سینه شرحه شرحه یک شهروند عادی درآوردند و به دندان کشیدند، تنها قلب یک سوری نبود، قلب شریف امام زمان بود.

این تکفیری های بی شرم، شمشیر را از رو بسته اند  با ذکر الله اکبر، سر شیعیان را می برند.

ارتش آزاد سوریه اسیر دست آمریکا و سگ دست آموز اسرائیل است.

ارتش آزاد سوریه، طالبان، سپاه صحابه، سلفی ها و تکفیری ها و وهابیون، همه و همه مسلمانان اسلام آمریکایی هستند. اسلامی که کعبه اش کاخ سفید و حجر الاسودش یک مرد روسیاه و سیاه روست.

سلفی ها حاجیان کعبه آمال آمریکایی اند که تمام «سعی»شان اسرائیل و کل «مروه»شان دوحه و همه «صفا»یشان دوبی است.

 

اسلام دین رحمت است، اما آمریکا در راستای پروژه «اسلام هراسی» بسیار دوست دارد اسلام خود را تنها با خنجر و شمشیر و خون به عالم نشان دهد.

روزی پاراچنار و چلاس در پاکستان، روزگاری افغانستان، روزی دیگر مدینه و قطیف در عربستان، روزی بحرین و عراق و حالا جای جای سوریه و مصر.

 

 یا مهدی ادرکنی delabad.ir

 هر کس، هوس و هوای خود را دارد

این قوم، سر فنای خود را دارد

از نعش مریدان علی می‌ترسند

از نام علی که جای خود را دارد!

م.عرفانپور

******

در راه دوست کشته شدن آرزوی ماست
گرچه دشمن تشنه به خون گلوی ماست

نوشته شده در شنبه ۱۲ مرداد۱۳۹۲ساعت ۱۴ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

ساعتی قبل از افطار  پیاپی آهنگ رسیدن پیامک طنین افکن می شد.  به سراغ موبایل رفتم و  پیامک های رسیده را چک کردم  چندتا از پیامک ها تبلیغاتی  و یکی دوتا  نیز پیامک طنز از طرف دوستان بود .  

همینکه گوشی را روی میز گذاشتم دوباره آهنگ رسیدن پیامک از بدنه گوشی در فضای خانه طنین افکن شد اما دیگر حوصله ای برای خواندنش نبود . اما ای کاش که همان را نیز باز کرده و خوانده بودم

بعد از افطار  زودتر از خانواده از سر سفره  بلند شدم و  رفتم گوشه ای لم بدهم در همین حین گوشی همراه را برداشتم تا پیامک های جدید را بخوانم .

با خواندن اولین پیامک آه از نهادم بلند شد و ناخودآگاه  بلند گفتم : آخ ... حیف شد.

همسر گرامی پرسید چی شده مگر ؟

گفتم  دوست عزیزم فلانی که خیلی مشتاق بودیم شامی ...افطاری  ... دمی ... قابل بدونند و اینجا تشریف بیاورند تا در خدمتشون باشیم  قبل از افطار پیامک زده اند که دلمون براتون تنگ شده افطار چی دارید؟ میخواهیم بیاییم خونتون .  

خیلی تاسف خوردم  که چرا قبل از افطار این پیامک  را نخوانده ام .

 

.

نوشته شده در جمعه ۴ مرداد۱۳۹۲ساعت ۲۱ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

می‌ترسم اگر فاش بگویم که چه هستی

جانم بِسِتانند بزرگان مذاهب

 

در پرده‌ حق نام تو را «نور» نهادند

تا آینه‌ها از تو بگیرند مواجب

 

در روح سخن، سوخته‌ی نام تو توصیف

در ذهن قلم، مست طواف تو مطالب

 

"قادر طراوت پور عقیق"

نوشته شده در پنجشنبه ۳ مرداد۱۳۹۲ساعت ۱۴ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

پیرمردی پارسا نزد پزشک جراح رفت و مابقی دستمزد کلان پزشک را بداد .

پزشک پس از گرفتن پول گفت: پدر جان برای من دعا کن!

پیرمرد گفت:  اما خلقی کثیر پشت در هستند که ترا نفرین می‌کنند!

 

 

نوشته شده در جمعه ۳۱ خرداد۱۳۹۲ساعت ۱۲ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

ظاهرا بلاگفا مرا از دسترسی به بخش های مختلف مدیریت وبلاگم محروم کرده .

آرشیو وبلاگم از هفت سال گذشته تاکنون حذف شده و دسترسی به هیچکدام از مطالب گذشته امکان پذیر نیست !

 به هیچ کدام از نظراتی که دوستان در سالیان گذشته برایم گذاشته اند دسترسی ندارم !

 این مشکل را توسط ایمیلی که در بخش تماس با اونا  گذاشته شده به اونا اطلاع داده ام اما تاکنون هیچ پاسخی دریافت نکرده ام .!

نوشته شده در جمعه ۱۷ خرداد۱۳۹۲ساعت ۸ قبل از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|

اوایل انقلاب دولتمداران و صاحب منصبان اعلام کردند که یکشبه نمیشود ظلم وفقر و بی عدالتی را برطرف کرد چون منطقی بود ما نیز قبول کردیم و پذیرفتیم .

 اکنون که بیش از سی سال از این سخنان میگذرد و  اکنون که در آستانه انتخاب دوره یازدهم ریاست جمهوری هستیم  منطقی نیست که دوباره این سخن چاشنی برنامه های دولتمداران باشد .

 

عیب شیرین دهنان نیست که خون می‌ریزند

جرم صاحب نظران است که دل می‌بندند

سعدی شیرازی

 

نوشته شده در سه شنبه ۱۴ خرداد۱۳۹۲ساعت ۱۹ بعد از ظهر توسط مهدی - پورابراهیم|


آخرين مطالب
» حال حاضر اصلاح طلبان و اصول گرایان
» قلعه زنان وفادار
» دفاع منصفانه یک زن از مردان
» دمکراسی دروغ و دین و قوانین حقوق بشری بازیچه است
» داشتم بلاگفا را فراموش میکردم
» کفش و لباس آرم دار
» چه داستان مضحکی
» پیامک قبل از افطاری
» اگر فاش بگویم ! ...
» برای من دعا کن!
Design By : Pars Skin