تبليغاتX
باباجـــون شیـــرازی
 
نـظر من این است تو چه می اندیشی
 
 

در شرح خاطرات کودکی اش میگفت : یکروزی کاغذ و قلم برداشتم و شروع کردم به کشیدن نقاشی در حالیکه خواهر و برادر کوچکتر از خودم کنجکاو شده و نظاره گر بودند  که چه چیزی خواهم کشید

با توجه به تصوراتی که از آدمخواری و قبایل آدمخوار داشتم هوس کردم در این زمینه نقاشی کنم

قلم را چرخاندم و دیگ بزرگی کشیدم ... و بچه کوچکی برای پخته  و خورده شدن داخل دیگ ... 

همینکه شروع کردم زیر دیگ شعله های آتش را نقاشی کنم خواهر و برادر کوچکتر از خودم شروع کردند به گریه و التماس کردن که تورا بخدا اینکار را نکن ... مگر این طفلک چه گناهی کرده که میخواهی با آتش بسوزانیش ؟

  ...  پنجشنبه 15 بهمن1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

میگفت: من  امروز متوجه شده ام که همسرم دوست ندارد حتی اختیار تام و تمام کنترل  یک چتر را نیز داشته باشم !

گفتم : متوجه نشدم ؟

گفت : وقتی همراه زن و بچه هایم به ایستگاه رسیدیم و زیر سایبان منتظر  آمدن ماشین ایستادیم همینکه چترم را بستم ... زنم با تحکم روبه من کرد و گفت: چترت را نبند و بگذار باز باشد تا سریعتر خشک شود

توجه نکردم اما او دائما تکرار میکرد  مگر نگفتم : چترت را نبند و بگذار باز باشد تا سریعتر خشک شود ؟

  ...  پنجشنبه 15 بهمن1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

 سرعت مزخرف و لاک پشتی اینترنت  حال و حوصله وبلاگ نویسی را از من گرفته

با عرض پوزش  فعلا بای ی ی ی ی

 

  ...  دوشنبه 5 بهمن1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

یارب  چو  بر آرنده حاجات  تویی           هم قاضی و کافی مهمات تویی

من سر دل خویش به تو کی گویم        چون عالم اسرار خفیات تویی (حافظ )

 

 

  ...  یکشنبه 27 دی1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

سفر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به فارس سه شنبه 1/10/1388


ادامه مطلب اینجا
  ...  سه شنبه 1 دی1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
ماه محرم آمده بايد دگر شوم
بايد به خود بيايم و زير و زبر شوم

بايد سبك عبور كنم از خيال سود
بايد خلاص از تب و تاب ضرر شوم

آزاد از مثلث تزوير و زور و زر
آزاد از هر آنچه نقوش و صور شوم

بايد عوض شوم چه به چپ چه به راست،‌
بهتر اگر نمي‌شود از بد بتر شوم

از بد بتر چرا شوم اما؟ ....

"مرتضي اميري اسفند‌قه "


ادامه مطلب اینجا
  ...  جمعه 27 آذر1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

  راننده تاکسی مرد مسنی بود که مرز بازنشستگی را پشت سرگذاشته بود ... با حالتی عصبی با اشاره به ماشین آخرین سیستم خارجی  که جلوتر از ما حرکت میکرد  خطاب به ما مسافران تاکسی  گفت : نگاه ...تگاه ...

در عرض چند ثانیه همگی متوجه شدیم که راننده و فرد دیگری که توی ماشین آخرین سیستم خارجی  جلویی نشسته اند درحین تناول بتدریج پوست پسته و آجیل و میوه را از پنجره ماشین به بیرون پرتاب میکنند !

راننده تاکسی ادامه داد که : در زمانهای قدیم مرکب انسان حیواناتی نظیر  اسب و قاطر بود و در رهگذارشان از خود مدفوع و تپوله (تپاله ) از خود بجا میگذاشتند اما امروزه که مرکب انسان اتومبیل و خودرو است و تپاله ریزان ندارد ! متاسفانه بعضی از رانندگان و سرنشینان دست کمی از حیوانات ندارند و از خودشان به جای تپاله  تفاله به جا میگذارند !!!

هرکدام از ما نسبت به سخن راننده با خنده و نیمخند و نیشخند واکنش نشان دادیم !...

جوانکی که کنار من نشسته بود گفت: باور کنید اگر در مجلسی با همین سرنشینان بی نزاکت  ماشین جلویی همنشین باشید همین آقایون آنقدر افاده ادب و نزاکت می نمایند و  از بی نزاکتی دیگران انتقاد میکنند که شاخ در می آورید !!!

  ...  یکشنبه 15 آذر1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

گفت پيغمبر: ‌علي نور خداست
بعد من، او پيشوا و مقتداست

اي شمايان! امت سبز زمين
در ميان خلق عالم، بهترين

حرف حق اين است و در آن شبهه نيست
هم علي حق است و هم حق با علي‌ست

عشق را در قلب خود دعوت كنيد
با علي،‌نور خدا، بيعت كنيد

اين حقيقت از كسي مستور نيست
جانشين نور، غير از نور نيست

 رضا اسماعيلي


ادامه مطلب اینجا
  ...  شنبه 14 آذر1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

گاهی مواقع زنها و پیرزنهای خانواده به من گیر میدهند و  از من میپرسند:  چرا قسمت عمده ای از اوقات فراغتم را به بخش های خبری رادیو و تلویزیون و اینترنت و غیره اختصاص میدهم و پیگیر خبرها و مصاحبه ها میشم و از من میپرسند : این همه به اخبار گوش دادی به چه نتیجه ای رسیدی ؟

من هم درجواب به آنها میگم همانطوریکه شما پیگیر این سریالهای تلویزیونی هستید و می خواهید بدانید آخر و عاقبت داستان چی میشه ... من هم به  انگیزه ای تقریبا مشابه ... پیگیر اخبار میشوم تا از غافله اخبار سریال داستانی تاریخ ایران و جهان دور نباشم

 برخوردهای سیاسی اقتصادی فرهنگی و نظامی کشورهای جهان برای من حکم یک سریال طولانی و بی انتها و بی پایان داره ... سریالی که کنجکاوی افراد بسیاری را تحریک میکنه که اخبار را پیگیری کنند

با این تفاوت که داستان سریال های تلویزیونی اکثرا تخیلی است اما داستان سریال جهانی تاریخ ایران و جهان داستانی واقعی است

برای نمونه بیایید با همون حوصله و توجه و دقتی که هنگام دیدن فیلم و سریال به خرج میدهید این گفتگو یا سخنرانی دکتر عباسی وموقعيت ژئودكترين جمهوري اسلامي ايران را مطالعه کنید تا شاید احساس مرا درک کنید  

  ...  چهارشنبه 11 آذر1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

صفحه ورود به سامانه اطلاع رسانی نتایج طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارهای کشور

https://amar.org.ir/yaraneh/loginView.do

http://w3.amar.org.ir/

 

 

  ...  چهارشنبه 11 آذر1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
بدنبال معنای مناسبتری برای کلمه ناکس بودم ....

 کتاب معارف و معاریف دم دستم بود جلد دهمش را باز کردم و برگ زدم اصطلاحا تورق کردم و به جستجوی کلمه ناکس پرداختم ... ناخودآگاه مطلبی توجهم را جلب کرد تورق را متوقف کردم و مشغول خواندن متن مذکور شدم که نوشته بود:

درسال ۵۹۶ هجری قمری آب نیل از جریان باز ایستاد. گرانی و خشکسالی شدیدی رخ داد بطوریکه مردمان یکدیگر را همی خوردند و مرداری به جای نگذاشتند و خوردن مردار چنان شایع گشت که قبور را می شکافتندی و مردگان را از گور بیرون می اوردندی و می خوردندی ...

حالم گرفته شد ... به خودم گفتم که نکند بشر بالقوه آدمخوار باشه و بالطبع و بالتبع ما ایرانیان نیز همین خصلت را داشته باشیم  ... یادم افتاد به زمستان سال ۱۳۸۶ که بنا به عللی گاز شمال ایران قطع شده بود و مردم برای تامین سوخت و گرما به جان درختان شهر شان افتاده بودند بطوری که یکی از رسانه های خبری گزارش داده بود که :

 مردم در شهرهاي شمالي کشور با ادامه سرما و قطع گاز، با قطع درختان به صورت غيرقانوني اقدام به گرم کردن خانه هايشان مي کنند. مردم حتي درختان کنار جاده را نيز قطع مي کنند و در اين باره هيچ مقام مسوولي کاري نمي کند.

بنابراین وقتی ما برای تامین سوخت و گرما به درختان کوچه و خیابان و پارک و فضای سبز رحم نمی کنیم اگر خدای ناکرده آنچنان خشکسالی و قحطی که در مصر پدید آمد و خواندیم در ایران نیز پدید آید مسلما عابران پیاده را یکی یکی ربوده و نوش جان خواهیم کرد ...

بالاخره با تورق کتاب معارف و معاریف به معنای کلمه ناکس نیز دست یافتم که :

 (ناکس یعنی سرفروفکنده ) ایضا نوشته بود : ((ولوتری المجرمون ناکسوا روسهم عند ربهم /اگر ببینی  آن هنگام که جنایتکاران نزد خداوند سرهاشان به زیر افکنده اند)) . سوره سجده :۱۲

  ...  جمعه 6 آذر1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

چندی قبل  قدم زنان در حال عبور از پارک بودم که کودک خردسال تازه براه افتاده ای را مشاهده کردم که مبتدیانه و تحت حمایت مادرش پیاده روی میکرد و هر از گاهی برای استراحت می ایستاد و نگاهی به پشت سر می انداخت و پس از اطمینان از حضور مادرش دوباره شروع  به گام زدن میکرد.

صحنه بسیار زیبایی بود داشتم پیش خودم فکر میکردم کاش  دوربین عکاسی همراهم بود و از این صحنه زیبا عکس میگرفتم که ناگاه کودک به زمین خورد و شروع به گریه کرد .

در این هنگام مادر با یکدست  کتف کودک را گرفت و از زمین بلند کرد و با کف دست دیگرش شروع کرد ضربه زدن به سنگفرش پارک  ! در حالیکه خطاب به کودکش میگفت : ببین تنبیه اش کردم آه ... آه ... گریه نکن

به مادر کودک گفتم : شما در حقیقت با تنبیه کردن سنگفرش انتقام جویی را به فرزندتان یاد دادید در صورتی که شما می توانستید به جای تنبیه سنگفرش ... نخست کودکتان را نوازش کنید و سپس به او بگویید : باید مواظب جلوی پای خود باشد و بیشتر مواظبت کند

فرزندان  ما از کودکی باید بیاموزند که در مواجه با شکست ها زمین خوردن ها قبل از هرگونه  واکنش و عکس العمل و انتقام   بیندیشند که شاید خود نیز در بروز و ایجاد شکست مقصر بوده و سهمی نیز بردوش خود آنان است .

در کلیپ زیر دو کودک خردسال زیبا را مشاهده میکنید که احتمال زیاد بر اثر تربیت منطقی پدر و مادر وقتی که برادر کوچکتر که گویا نامش چارلی است انگشت برادر بزرگتر را دندان میگیرد با انتقام برادر بزرگتر مواجه نمیشود

http://www.4shared.com/file/150160242/4684ec74/Charlie_bit_my_finger_-_again_.html

پیشنهاد: نخست کلیپ را در کامپیوتر (save )ذخیره کنید  سپس به مشاهده بپردازید

  ...  جمعه 29 آبان1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

اخیرا ناخواسته در جریان قضایایی قرار گرفتم و قصد کردم که  بنویسمش و لطیفه زیررا که مناسب موضوع بود به آن اضافه کنم  فعلا لطیفه را مینویسم تا در فرصتی مناسب خود قضیه را اضافه کنم

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت:

يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است.

ايشان در پاسخ فرمود:

«اتفاقا آن شخص  عبا و عمامه‌ای را نیز از ما برده است.»

  ...  چهارشنبه 27 آبان1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

همه ما  طنز کی به کیه تاریکیه  5=2×2  دو دوتا پنج تا  را شنیده بودیم و بی حساب و کتاب بودن و بی منطق بودن وضع و  اوضاع  را مصداق این طنز میدانستیم

حالا جالب اینجاست که چینی ها نمونه و مشابه این فرمول را با علم ریاضی اثبات کرده اند

 کشف جدید چینی ها ! 64=65


ادامه مطلب اینجا
  ...  شنبه 23 آبان1388 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Search Engine Optimization and SEO Tools
- ...