تبليغاتX
باباجـــون شیـــرازی
 
نـظر من این است تو چه می اندیشی
 
 (سرمایه دل)

این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطره‌ها را نفروشید

در شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید

تنها، به‌خدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید

سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک
پس دست‌کم این آب و هوا را نفروشید

در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید شما را نفروشید

در پله پرواز بجز کرم نلولد
پروانه پرواز رها را نفروشید

یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هروله سعی و صفا را نفروشید

دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظره دورنما را نفروشید

اشعاری دیگر از قیصر امین پور شاعر معاصر ./ فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

  ...  88/08/12 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

 عکس / دریافت آب رحمت از آب دهان یک روحانی تبتی


ادامه مطلب اینجا
  ...  88/08/09 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
  قصيده حرم سروده عباس سودايي

آقا! كمي هم درد دل دارم اجازه هست؟
با آن كه پيش از گفتنش شاعر پشيمان است

ديروز مي‌خواندم شما حج فقيرانيد
امروز دور از دسترس، حج فقيران است

هر كس كه دست و بال او تنگ است، لايق نيست؟
يا هر كه پولش يبشتر باشد مسلمان است؟

پشت سرم مردي زيارت‌نامه مي‌خواند
از ظاهر او مي‌شود فهميد چوپان است

از روستاي كوچكي اطراف مشهد يا
از پيرمردان عشاير، از لرستان است

يك چوبدست و سفره ناني خشك پهلويش
انگار در جيب كتش يك جلد قرآن است

دستش به روي شانه‌ام ناگاه...، امري بود؟
مي‌خندد و زير لبش اين بيت پايان است: 

هشت شعر از هشت شاعر براي امام هشتم (ع) 8/8/88


ادامه مطلب اینجا
  ...  88/08/08 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

جديدترين واکنش ادبی عليرضا قزوه شاعر خوش ذوق ايراني كه مدتي است در دفتر رايزن فرهنگي ايران در هند به‌سر مي‌برد،

علیرضا قزوه در واکنش به حوادث اخیر در رابطه به جریانات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران  قصیده زیر را سروده:

جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید

می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید

صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید

از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأی‌ها به شیخ همان یک وجب رسید

مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید

صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید

هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید

شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید

دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید

با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید

گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید

چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید

خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

 

  ...  88/08/06 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

چند ماهه مشکل کوچکی که با دست خودمون برای خودمون درست کرده ایم بدجوری

 ما را اسیر خودش کرده

به یکی از دوستان پیامک زدم که : رفیق  دعا کن  این مشکل کوچک ما برطرف بشه !!!

درجواب این پیامک را فرستاد  که : دعا میکنم مشکل کوچکت به مشکل بزرگتری تبدیل نشه !!!

براش پیامک زدم که : باباجون با این پیامک دل ما را خالی کردی و ترسوندی!!!

منتظر جوابیه پیامک بودم که  همون دوست عزیز به جای پیامک زدن تلفن زد و حکایت زیر را برام تعریف کرد که :

شیخی فرمود :در شبی تاریک در تنهایی در بیابانی می رفتم . ناگاه هیکل سياهی درپيش چشمم نمایان شد. ترسيدم ... گفتم : تو دیو و پری هستی يا آدمی ؟؟؟؟
گفت : تو مسلمانی يا کافری ؟؟؟؟
گفتم : مسلمان .
گفت : مسلمان جز خدای از چيزی نترسد.. 
شيخ گفت : ترسم برطرف شد. و خوف از من برفت...

گفتم: اما دوست عزیز هنوز ترس من برطرف نشده  و خوف از بر من نرفته !!!!

اون دوست عزیز در جواب شروع کرد به گفتن این مطلب که :

مولوی در یکی از اشعارش اشاره میکنه به اینکه : حقیقت مثل یه آینه بود که از عرش خدا به زمین افتاد و شکست.

هر کسی تکه ای از این آینه شکسته را برداشت و  دستش گرفت و فکر کرد این یک تیکه  کل آینه است  و خودش رو توی آینه دید و پنداشت که کل حقیقت را  می بینه.

گفتم : آخه ...

گفت : خیلی سوراخه !!!! و خداحافظی کرد

آنگاه به خودم گفتم : بیچاره ما که حتی یک تکه شکسته از این آینه حقیقت  را هم نداریم ...

خوشا به حال آینه داران ....

  ...  88/07/27 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

سالیان سال از اینکه کتاب پژوهشی  تاریخی ارزشمند و قابل مطالعه ای از تاریخ نگاران معاصر که ایرانی باشند وجود ندارد و اینکه اکثر تاریخ نگارانی که پیرامون تاریخ و گذشته باشکوه ایران پژوهش کرده و تاریخ نویسی نموده اند بیگانه اند رنج میبردم 

 مورخین غربی در تاریخ نگاری خود با تحریف تاریخ ایران همیشه کوچکترین شکست و ناکامی ایران را بزرگنمایی کرده و به زشت ترین نحو ممکن ارائه نموده  و بالعکس بزرگترین شکست های غرب از ایرانیان را در محاق برده ویا محو و نابود ساخته اند 

 به عنوان مثال شکست والریانوس امپراطور روم از شاپور اول ساسانی  و اسیر شدن امپراتور روم بدست ایرانیان و ...

  چندسال پیش از عزیزی شنیدم که  «عبدالله شهبازي» مورخ ایرانی دست به تحقیقات و پژوهش قابل ملاحظه ای زده  مشتاقانه منتظر چاب کتابهای این نویسنده بودم

امروز لینک دانلود کتاب پنج جلدی کتاب تاریخی پژوهشی  «زرسالاران» بدستم رسید

مجله الکترونیکی روزانه شماره ۱۱۱۶  از قول عبدالله شهبازی نوشته :ثمره دو دهه تلاش پژوهشي من و حاصل بهترين سال‌هاي زندگي‌ام است. کار بر روي اين کتاب را از سال 1370 آغاز کردم زماني که 36 ساله بودم و از توان جسمي فراوان برخوردار. انگيزه، و در واقع عشق، پايان‌ناپذير به تحقيق داشتم. سال‌ها به تهيه منابع و يادداشت‌برداري گذشت. از اوايل سال 1376 تدوين متن نهايي را آغاز کردم. ابتدا مي‌خواستم کتاب را در دو جلد منتشر کنم ولي در کوران کار با حجمي عظيم از يافته‌هاي بکر مواجه شدم که طرح کتاب را به پنج جلد ‌رسانيد.

  نسخه pdf دوره پنج جلدي «زرسالاران» را مي توانيد از طريق لينک زير دانلود کنيد. مطالعه اين کتاب را به همه دوستان اهل علم و تحقيق بشدت توصيه مي کنم.
 

لينک دانلود مستقيم (حجم فايل حدود 21 مگابايت مي باشد)

رمز فايل: ندارد

براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد

 

  ...  88/07/14 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

چقدر مسخره است !!! سایت تحلیلی خبری عصر ایران  داره نظر سنجی میکنه که :

با تبدیل واحد پول ایران از "ریال" به "تومان" موافق هستید؟  بله ... خیر ...!!!!
عمریست که ما واحد پولمون تومانه  حتی اون سالهایی که ریال ارزش داشت
یادمه همون چهل پنجاه سال پیش هم بجای اینکه بگوییم  یک ریال میگفتیم یک قرون
و به یکریال ونیم میگفتیم سی شاهی
 و به جای اینکه بگوییم  دو ریال و پنج ریال میگفتیم دوزار و پنج زار
حالا  به این http://www.asriran.com  سایت تحلیلی خبری عصر ایران  چی بگیم !!!!!!
 
  ...  88/07/03 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

   سراندازان سراندازان سراندازی سراندازی

مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی

چون برآید جان ندارم جز تو کس

هم ره جانم تو باش آخر نفس

چون ز من خالی بماند جای من

گر تو همراهم نباشی وای من

روی آن دارد که هم راهی کنی

می‌توانی کرد اگر خواهی کنی

 منطق‌الطیر  عطار

«من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم»

هر آن كس روز خود را آغاز كند و اهتمام به امور مسلمانان نورزد مسلمان نيست.

 

  ...  88/06/26 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

نمیدانم این عبارت از کیست که : هيچ كس دنيا را آن چنان كه هست نمي بينه، بلكه هر كس دنيا را آن چنان كه خودش دوست داره  مي بينه

این روی سکه : مردی در فارس 5000 بار با اورژانس تماس گرفت  و ايجاد مزاحمت كرد.دكتر محمدجواد مراديان با اشاره به اين خبر به ايرنا گفت: اين فرد كه به نظر مي‌رسد از تعادل روحي مناسبي برخوردار نيست علت مزاحمت‌هاي پي در پي و تماس‌هاي مكرر با اورژانس را بيكاري و علاقه به صحبت كردن با افراد عنوان كرده است.

پس از اين‌كه مشخص شد اين فرد از طريق خط ايرانسل ايجاد مزاحمت مي‌كند با شركت ارتباطات سيار ايرانسل در منطقه جنوب تماس گرفته شد كه اين شركت 2 روز قبل اقدام به قطع شماره مورد نظر كرد.

آن روی سکه :اگر این مسئولین بی مسئولیت شعور بیشتری به خرج میدادند حداکثر بعد از صدمین تماس  به جای اینکه تلفن اورا از ریشه قطع کنند فکری به حال این بیچاره میکردند و اورا به ارگانی که مرتبط با مشکل این بیچاره باشه معرفی میکردند تا به طریقی با او روبرو شوند  درد دل کنند  نه اینکه یگذارند اون بدبخت پنج هزار مرتبه تماس بگیرد و در نهایت تلفنش را از ریشه قطع کنند

والله پنج هزار مرتبه تماس گرفتن آسان نیست  

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت.

هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان ،

دلها خسته و غمگین ،

درختان اسکلتهای بلور آجین ،

زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،

غبار آلوده ، مهر و ماه ،

زمستان است ...

 اگر در ارزیابی و تحلیل  این خبر مساله مزاحمت را نادیده بگیریم و توجه کنیم به  نیازمندی  یک فرد بیچاره به همدم و همصحبت آنگاه متوجه میشویم که بعضی از مسئولین ما چقدر بی مسئولیتند

به یاد اشعار زیبای هوا بس ناجوانمردانه سرد است... اخوان ثالث می افتیم که :...


ادامه مطلب اینجا
  ...  88/06/21 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 

 

مولای یا مولا انت الجمیل و انا المتحیر

.....................................

از آن شبی که با درد تو پیوند شدیم
ما نیز اسیر قحطی لبخند شدیم

.................................................

یک بیت از یک مثنوی

که  درد دلیست کاملا خصوصی

هوس کردم فقط یک بیت آن را بخاطر حال و هوای خاص اینروزها  اینجا بگذارم

  ...  88/06/20 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

 اى که گریزگاهى نیست جز بسوى او اى که پناهگاهى نیست جز بسوى او

 اى که مقصدى نیست جز درگاهش 

 اى که رغبت و اشتیاقى نباشد جز به درگاه او

 اى که جنبش و نیرویى نیست مگر بوسیله او


ادامه مطلب اینجا
  ...  88/06/18 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 

 

برای شنا کردن اول باید به آب برسیم و نخست لحظاتی را به تماشای آب بایستیم سپس لباسهایمان را از تن به در کنیم و با آب بازی کنیم شنا را خواهیم آموخت کم کم خواهیم آموخت

 با لباس شنا نکنیم لباس مانع سرعت گرفتن است

الهی ارنی الاشیا’ کما هی

خدایا حقیقت هستی را همانگونه که هست نشانم ده

. از این قفس سری به آسمان بزنیم

......................

دو و چهار و چهار و سه و چهار ...آنجا  منزل خداست؟

الو سلام، این منم، مزاحمی که آشناست

هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط ، در انتظار یک صداست

شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است

به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست؟

چرا صدایتان نمی رسد کمی بلندتر

صدای من چطور؟ خوب و واضح و رساست؟

اگر اجازه می دهی برایتان دوباره  درد دل کنم

شنیده ام که گریه بر تمام دردها دوا  ست

 شاعر ؟؟؟

  ...  88/06/17 ...    ...  مهدی - پورابراهیم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Search Engine Optimization and SEO Tools
-